باید جنگید و من نمی دانم می توانم یا نه.حس خوبی داره که کسی بهت امید نداشته باشه ولی بعد از مدتی یاس و نامیدی میاره.من باید بمیرم یا ادامه بدم به ناامیدی.برای دومی دیگه نمی تونم، برای اولی.. دو روز پیش یه سریال دیدم که به یه دختر (هانا)تجاوز شد بعد دختر دوتا رگش زد صحنه که وان پر از اب و بعد رگش را زد هنوز داخل ذهنم هست.وقتی فکر می کنم می بینم،من هنوز به اونقدر نرسیده ام.راه جدیدی بهتر پیدا کنم.
یک راه جدید....
ما را در سایت سلامت مغز دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8